مهارت گفتگو برای همسران

مهارت گفتگو برای همسران

یادم می آید ۱۶ سال پیش  که ۵ ساله بودم همیشه مادرم را در حال مطالعه  می دیدم و همچنین مادرم علاقه ی زیادی به صحبت های روانشناسان داشت و همیشه صحبت های آنها را در تلویزیون دنبال می کرد.

پدرم کارمند بود و آن زمان  قصد داشت برای خرید خانه سرمایه گذاری کند.

زمانی که پدرم حقوق ماهانه اش را دریافت می کرد،

بعد از گذشت چند روز دیگر پولی برایش باقی نمی ماند و زمانی که خرج های ناگهانی  پیش می آمد، نمی توانست از پس آن خرج ها بر بیاید.

مادرم  وقتی می دید مشکلات روز به روز زیاد تر می شود، تصمیم گرفت با پدرم گفت وگویی داشته باشد. البته زمان این گفتگو و ارتباط برقرار کردن بسیار مهم است.

باید زمانی را برای گفتگو  و ارتباط برقرار کردن انتخاب کنیم که همسرمان در آرامش ذهنی باشد، خسته و بی حوصله نباشد.

من اطمینان دارم مادرم در مورد این موضوع هم آگاهی داشت.

زمانی که آنها با هم در حال گفتگو بودند مشکلات را یکی یکی بررسی کردند و به این نتیجه رسیدند که همه ی این اتفاقات به خاطر نداشتن برنامه ریزی مالی است.

مادرم هم راه کارهایی عالی در این زمینه در اختیار پدرم قرار داد و از آن زمان به بعد هیچ گاه دچار این مشکلات نشدند.

پس مشاهده می کنیم که گفتگو و ارتباط برقرار کردن آنها مؤثر واقع شد.

من واقعاً به پدر و مادر م افتخار می کنم. مادر من الگوی خوبی برای زندگی آینده من شد.

مهارت های گفتگو:

هم حرف زدن و هم گوش کردن برای ارتباط مؤثر لازم است.

ارتباط و گفتگو یک عمل ارادی و آگاهانه است.

ما خودمان تصمیم می گیریم که ارتباط برقرار کنیم و یا نکنیم.

ما نمی توانیم بگوییم ما چون ذاتاً منزوی هستیم با همسرمان نمی توانیم ارتباط برقرار کنیم.

شخصیت ما می تواند دارایی ما در امر ارتباط با دیگران باشد.

اما هر گز ما را ور شکسته نمی کند.

تجربه ی مشاوران خانواده نشان می دهد:

۵۰ درصد زوج هایی که برای در خواست کمک می آیند، مشکل اصلیشان را عدم ارتباط و گفتگو با شوهر می دانند.

ارتباط و گفتگو به صورت خودکار و طبیعی نمی آید و ازسوی دیگر بر خلاف آنچه که بعضی از زوج ها تصور کرده اند، ارتباط برقرار کردن غیر ممکن نیست.

تا زمانی که ما راه ارتباط و گفتگو را انتخاب نکنیم نمی توانیم هم دیگر را بشناسیم.

سطوح ارتباط:

سطوح متعددی از ارتباط هست که دارای اهمیت هستند، اما برخی از آنها دشوارتر از بقیه هستند.

من پیشنهاد میکنم که از آسان ترین سطح ارتباط یعنی گفت وگو درباره ی وقایع روزمره شروع کنید.

اقدامک:  

پیشنهاد من به تمام  زوج ها این است که چند هفته ای تمرین کنند و ابتدا وقایع روزمره ی زندگی را تا حد امکان با جزئیات بیشتر تعریف کنند.

پس از چند روز می توانید فقط وقایع مهم را بگویید.

پرسش ها همیشه عامل مهم ایجاد ارتباط بیش تر هستند.

سطح اول: پرسیدن انواع پرسش ها درباره ی رویداد های روزانه آسان ترین و بهترین راه شروع است.

سطح دوم:  ارتباط زوجین، حل مشکلات یا تصمیم گیری است.

این سطح معمولاً اولین نقطه ی کشمکش در ازدواج هاست.

زیرا قبل از ازدواج قرار نبود هیچ تصمیمی بگیرند. اگر شما در تصمیم گیری ها با همسرتان نمی توانید به توافق برسید پس دست به کار شوید و این اقدام را هنگام تصمیم گیری هایتان انجام دهید.

اقدامک:

الگویی که من پیشنهاد می کنم بیان کامل عقاید و احساسات از جانب هر دو طرف است و سپس زوجین باید فکر کنند و تصمیم بگیرند.

وقتی نتوان به چنین توافقی رسید تصمیم گیری را عقب بیندازید واگر همین امروز باید تصمیم بگیرید، آن وقت بهتر است سرپرست خانوار بهترین تصمیمی را که به نظرش می آید بگیرد و مسئولیت کامل آن را به عهده بگیرد.

بعداً می توانید در مورد نتایج آن تصمیم با هم گفتگو کنید و هر دو از این تجربه برای آینده استفاده کنید.

سطح سوم ارتباط:

موقعی است که فشار زیاد می شود. منطق پایین می آید، احساسات غالب می شود و هرج ومرج به وجود می آید.

برای جلوگیری از هرج و مرج و به وحدت رسیدن در آن لحظات پر فشار تکنیک نوبتی حرف زدن را فراموش نکنید.

اقدامک:

(زمانی که عصبانی هستید به نوبت حرف بزنید. مثلاً شما باید ۳ تا ۵ دقیقه حرف بزنید و همسر شما طی این مدت ساکت باشد.

بعد او ۳ تا ۵ دقیقه حرف بزند و نظرش را درباره ی موضوع بگوید. این روند تا هر زمان که لازم است باید به همین صورت پیش برود)

نکته: اگر احساس کردید که عصبانیت شما دارد زیاد می شود به همسر خود بگویید:

من احساس می کنم عصبانیتم دارد بیش تر می شود.

نمی خواهم صمیمیت ما از لحاظ عاطفی از بین برود و اطمینان دارم خودت هم این را نمی خواهی  پس من یه مدتی با خودم خلوت می کنم و دوباره به صحبت ادامه می دهیم.

در خلوت خود باید ببینید چرا عصبانی شدید و اگر مسئله ای به ذهنتان آمد آن را یادداشت کنید و سعی کنید راه حل منطقی برای آن پیدا کنید.

این نکته فراموش نشود این خلوت یک روز کامل نباید باشد و شما باید گفتگوی خود را ادامه دهید.

مهارت های شنیدن برای گفتگوی بهتر:

یکی از کشفیات بزرگ در برقراری ارتباط، کشف قدرت عظیم گوش دادن است.

بیشتر ما هر گز به طور کامل از این قابلیت استفاده نکرده ایم.

تا زمانی که شخص گوش ندهد حرف زدن ارزش چندانی ندارد.

وقتی همسرتان حرف می زند شما باید گوش کنید.

ننشینید و تفنگتان را پر کنید.

اگر به فکر جمع آوری نیرویتان برای حمله به او هستید نمی توانید روی حرف هایش تمرکز کنید.

وقتی نوبت شما شد هرچه به ذهن داشتید به یاد می آورید و می توانید آن ها را بیان کنید.

نگران افکارتان نباشید.

روی حرف های همسرتان تمرکز کنید.

به حقایق و احساساتی که در حرف های او دیده می شود توجه کنید.

سعی کنید بفهمید که چرا او چنین حسی پیدا کرده است.

اگر بتوانید بفهمید، آن زمان است حرفی که بیان می کنید نشانه ی این است که شما حرف های او را درک کرده اید و داروی بسیار قوی ای خواهد بود: حالا می فهمم که چرا این احساس رو پیدا کردی.

حالا بذار توضیح بدهم که چرا اون کارو کردم.

حالا نوبت شماست که دیدگاهتان را توضیح بدهید.

وقتی دیدید کارتان واقعاً خطا بوده، آماده باشید به خطاهای خود اعتراف کنید.

توجیه کردن خطاها هیچ ارزشی ندارد.

آرزوی ما سعادت شماست.

منتظر نظرات شما عزیزان هستیم.

با مقالات دیگر ما همراه باشید.

 

چرا به این مقاله نگاهی نمی کنید؟  درمان افسردگی بعد از طلاق

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *