هدف شما از ازدواج چیست؟

هدف شما از ازدواج چیست؟

برای این که اهمیت این موضوع را برایتان روشن کنم داستانی را برایتان تعریف می کنم:

زمانی که در دبیرستان تحصیل می کردم در یکی از روز ها بود که دوستم به من گفت ازدواج کرده.

گفتم چی ازدواج کردی؟ پاسخ داد آره.

من هم به اوتبریک گفتم و آرزوی خوشبختی برایش کردم.

ولی در این لحظه نگران این موضوع بودم که آیا او هدف ازدواج را می داند.

او شروع کرد به صحبت کردن و گفت حس خوبی به این ازدواج ندارم.

از او خواستم دلیلش را برای من توضیح دهد.

دلیلی که او برای من آورد این بود که خانواده به او گفته اند چون ما همیشه در کنار تو نیستیم در هر صورت باید ازدواج کنی.

به همین خاطراو هم تحت تأثیر این حرف ها قرار گرفته بود و تن به این ازدواج داد.

اکنون فهمیدم نگرانی من بی مورد نبوده او در واقع هدفی برای ازدواج خودش نداشت.

این جمله را من بسیار دوست دارم:

ازدواج مثل فتح قله است اگر شریک درست انتخاب کنیم فتح قله آسان تر می شود.

هدف عالی و نهایی ازدواج وحدت دو فرد در عمیق ترین سطح ممکن در تمام حوزه هاست.

هدف ازدواج ایجاد رابطه ی شخصی عمیقی است که طی آن دو نفر با وحدتی نا گسستنی به یک دیگر پیوند می خورند تا عمیق ترین آرزو های قلبی خود را با این وحدت بر آورده سازند و به رضایت خاطر کامل در زندگی برسند.

در واقع ازدواج پاسخگوی عمیق ترین نیاز بشر یعنی وحدت مادام العمر با دیگری است.

ازدواج کردن به طور خودکار این نوع وحدت را برای زوجین به بار نمی آورد.

بیندیشید:

اگر شما قصد ازدواج دارید باید مدتی وقت بگذارید  وتک تک حوزه های مهم و اصلی زندگی را با هم بررسی کنید تا ببینید کجا هستید).

جالب است که خیلی ها با درک سطحی از شخصیت یا احساسات یک دیگر با هم ازدواج می کنند.

عده ای هم در حالی ازدواج می کنند که فکر می کنند ارزش های مذهبی و اخلاقی بی اهمیت هستند و در نتیجه وقت چندانی را به بررسی آن ها اختصاص نمی دهند.

اما اگر می خواهید بیش ترین بهره را از ازدواج ببرید، بهتر است به ارکان آن توجه کنید.

اقدامک شماره ی ۱:

وحدت فکری:

مدتی از وقت خود را به بحث درباره ی هریک از حوزه های اصلی زندگی اختصاص دهید.

به عنوان مثال، در مورد انواع کتاب هایی که می خوانید با هم حرف بزنید.

این کار علایق فکری شما را آشکار می کند. اگر یکی از شما اصلاً کتاب نمی خواند هم، باز چیزی را فاش می کند.

آیا به طور منظم روزنامه می خوانید؟ چه مجلاتی می خوانید؟ از چه نوع برنامه های تلویزیونی خوشتان می آید؟ پاسخ همه ی این پرسش ها چیزی از علایق فکری شما را فاش می سازد.

این بدان معنا نیست که علایق فکریتان باید یکی باشد،بلکه باید بتوانید در سطح فکری یکسانی با هم گفتگو کرده و ارتباط برقرار کنید.

اقدامک شماره ی ۲:

وحدت اجتماعی:

ما انسان ها موجوداتی اجتماعی هستیم، اما علایق اجتماعی متفاوتی داریم.

بنابراین شما باید پایه های مشترک را کشف و بررسی کنید.

آیا مرد طرفدار ورزش است؟

او چند ساعت در هفته پای تلویزیون می نشیند؟

شما از چه نوع فعالیت های ورزشی و تفریحی لذت می برید؟

آیا از میهمانی لذت می برید؟

چه نوع میهمانی ای؟

این ها پرسش هایی هستند که نباید بی جواب بمانند.

حال از خودتان بپرسید آیا اشترک کافی برای شروع رشد با هم دیگر دارید؟

چنین رشد اجتماعی ای پیش از ازدواج باید آغاز شود. اگر نشود، احتمالاً بعداً هم آغاز نخواهد شد.

از خودتان بپرسید اگر او هیچ وقت علایق اجتماعی فعلی اش را تغییر ندهد، آیا از این که بقیه ی عمرم را با او زندگی کنم خوشحال خواهم بود؟ یادمان باشد هدف ازدواج وحدت در حوزه های زندگی است.

اقدامک شماره ی ۳:

وحدت معنوی:

مسئله ی مهم به نظر من پی ریزی ارکان معنوی برای ازدواج است.

آیا شما موافقید که خدای نامتناهی و قادری هست؟ آیا این خدا را می شناسید؟ از او برایم بگویید.

این پرسش ها به قلب مسئله نشانه میروند. آیا قلب های شما از نظر معنوی با هم می تپد؟ آیا رشد روحی ومعنوی یک دیگر را تشویق می کنید؟ ارکان معنوی بسیار مهم هستند.

در واقع، آن ها مهم تر از هر چیز دیگری هستند. بدون راهنمایی و هدایت خالق ، ما نمی توانیم به مقصد و هدف خود در ازدواج برسیم.

اقدامک شماره ی ۴:

وحدت جسمی:

اگر شما از نظر جسمی به طرف هم جذب شده اید احتمالاً پایه های یکی شدن و وحدت را دارید.

اما نکته ی جالب در وحدت جسمی این است که هرگز نمی تواند از وحدت عاطفی، معنوی و اجتماعی جدا شود.

اما برای تعیین ماهیت پایه های موجود در این حوزه، چند کار هست که باید انجام داد. معاینه و آزمایش جسمی هر دو طرف اساسی است.

چنانچه مشکلات جسمی ای در کار باشد، معمولاً از این طریق کشف می شوند و معمولاً می تواند اصلاح شود.

اگر معلولیت جسمی یا بد شکلی های فیزیکی ای باشد که فوراً قابل مشاهده نیست، این ها را باید با همسر آینده درمیان گذاشت.

اگر او همان کسی باشد که برای شما مقدر شده، حاضر است شما را همین طور که هستید بپذیرد.

شما هرگز نباید با هیچ شکلی از فریب و نیرنگ، زندگی زنا شویی را آغاز کنید.

هدف و دلیل ازدواج کردن؟

وقتی این همه ازدواج به طلاق می انجامد. اصلاً چرا این ریسک را بکنیم؟ پاسخ ساده است آرزوی محبت کردن و مورد محبت واقع شدن است که افراد را به ازدواج می کشاند.

اما همراه این میل و آرزو، ترس های واقع بینانه هم هست.

بیشتر جوانان امروزی از ته دل می خواهند فقط یک بار ازدواج کنند و می خواهند ازدواجی سعادتمند داشته باشند.

اما نمی دانند آیا هنوز ممکن است یا نه. من اطمینان کامل دارم که اگر دانشجویان و نیز سایر بزرگسالان بتوانند ماهیت عشق را درک کنند وبه طرز مؤثر ابراز عشق کنند، می توانند به (ازدواجی سعادت بار) مورد نظرشان برسند.

بنابراین من از هر مجردی که این مقاله رامی خواند می خواهم:

۱) عشق خود رابه اطرافیان نزدیک و مورد علاقه ی خودابرازکنید.

۲) لرزه ی دوره ی عاشقی را همان طور که هست بپذیرند، یعنی هیجان انگیز ولی موقتی ،و…

۳) طوری ابراز عشق کنید که محبت شما را افراد احساس کنند نه این که طوری محبت کنید که شما دوست داریددیگران به شما محبت کنند.اگر افراد در دوره ی آشنایی این کارها را انجام دهند آن وقت می توانند جوانب دیگر زندگی رانیز ارزیابی کرده و تصمیم عاقلانه ای در مورد ازدواج یا عدم ازدواج بگیرند.

هدف از این که زود ازدواج کنیم چیست؟

ظاهراً مشکل بزرگ مجردها، کنترل غرایز طبیعی و خدادی جنسی است.

خلق رابطه ی جنسی کار خدا بوده  و بشر آ ن را خلق نکرده است.

بنابراین  غرایز جسمی و عا طفی ما نسبت به جنس مخالف کاملاً طبیعی و درست است.

فقط وقتی از آن سوء استفاده می کنیم یا از رهنمود خالق پیروی نمی کنیم دچار مشکل می شویم.

غرایز طبیعی ما به بهترین نحو در چارچوب ازدواج به عنوان تجلی عشق ما به یکدیگر ارضاء می شوند.

مشکل مجردها در این جا نهفته است. غریزه ی قدرتمند جنسی از اواسط و اواخر نوجوانی افزایش می یابد، اما زمان ازدواج دختران و پسران در جامعه ی ما معمولاً سال ها بعد است در این فاصله چه باید کرد؟ خواست خدا این است که ما غرایز جنسیمان را کنترل کینم.

نه این که نادیده شان بگیریم. او به ما نشان داده که ارضای کامل این غرایز را باید برای ازدواج گذاشت.

ما نباید این رهنمون را نادیده بگیریم.

مسئولیت و وظیفه ی ما احترام گذاشتن به این غرایز و همزمان، کنترل آن ها به طرزی مسئولانه است.

خداوند خواسته به ما اعتماد کند و لذت کنترل خودمان را به ما بیاموزد.

خوشبختی را برایتان آرزومندم. منتظر نظرات شما دوستان عزیز هستیم.

با مقالات دیگر ما همراه باشید.

 

چرا به این مقاله نگاهی نمی کنید؟  مهارت های ارتباطی زوجین و آموزش آن. چگونه به توافق قابل قبول برسیم؟

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

4 نظر

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *