وابستگی عاطفی و آموزش راه های رهایی از آن و درمان وابستگی عاطفی

وابستگی عاطفی و آموزش راه های رهایی از آن و درمان وابستگی عاطفی

 

وابستگی عاطفی موضوعی هست که بیشتر افراد با آن دست و پنجه نرم می کنند.

وابستگی عاطفی باعث به هم ریختگی زندگی می شود.

چگونه می شود کسی را که عمیقاً عاشقش هستیم را فراموش کنیم؟

 وابستگی عاطفی و تعریف آن:

وابستگی عاطفی احساس عمیقی است که باعث می شود شخصی به دیگری از نظر قلبی متصل شود.

 یعنی فرد احساس کند مورد محبت واقع شده، به او احترام می گذارند و از او قدردانی می کنند و متقابلاً  خودش هم اینگونه باشد.

 احساس این که مورد محبت قرار دارید یعنی این که شخص مقابل عشقی بدون قید و شرط به شما می ورزد.

به فکر منافع خودش نیست.

بسیاری از ما این مفهوم را پذیرفته ایم که عشق چیزی است که ناگهان با آن مواجه می شویم و بی نهایت شگفت انگیز است.

 

 

وین دایر:” وابستگی به افراد یکی از مشکل ترین وابستگی هاست و تا زمانی که روش غلبه بر آن را یاد نگیریم، رنج زیادی را متحمل خواهیم شد.

 

پروفسور دوروتی تنوف در کتاب کلاسیک خود پیرامون عشق نتیجه گرفته که عمر متوسط مرحله ی عشق دو سال است.

در این مرحله ما با این توهم زندگی می کنیم که شخصی که عاشقش هستیم کامل است… حداقل برای ما کامل است.

دوستان ما می توانند معایب او را ببینند اما ما نمی توانیم.

 

 تفاوت وابستگی عاطفی و دلبستگی :

 

دلبستگی:

وقتی ما به شخصی دلبسته می شویم.

او را دوست داریم،ولی اگر از دستش دهیم،باعث آشفتگی در زندگی ما نمی شود.

مثلاً شما میوه ی گلابی را دوست دارید.

اگر این میوه در اختیارتان باشد خوشحال هستید.

از خوردن آن لذت می برید.

ولی اگر این میوه در دسترستان نباشد باعث تنش در زندگی تان نمی شود.

این طور نیست بدون خوردن آن نتوانید به زندگی ادامه دهید.

وابستگی عاطفی:

وابستگی عاطفی به افراد،یعنی بدون او زندگی کردن ممکن نیست.

در مثال گلابی :اگر به این میوه وابسته باشیم،

در صورتی که در دسترس نباشد غمگین و ناراحت شده.

زندگی ما دچار آشفتگی و به هم ریختگی می شود.

 

وابستگی عاطفی

ریشه ی وابستگی عاطفی:

دوستی های قبل از ازدواج:

یکی از دلایلی که باعث وابستگی عاطفی ما می شود،دوستی های قبل از ازدواج است.

اما یک موضوع مهم:

در بسیاری از مشاوره هایم وقتی ریشه ی وابستگی عاطفی را پیدا می کنیم  به مبحث دوستی های قبل از ازدواج می رسیم.

آیا اگر دختر و پسردور از چشم خانواده با هم دوست شوند به بهانه ی شناخت و ازدواج راه خوبی می تواند باشد؟

به دلایل گفته شده در زیر از این طریق نمی توان به شناخت خوبی رسید.

۱)در گیری احساسات:

جاذبه ها مانع دیدن معایب می شود، احساسات درگیر می شود و شما فقط نور می بینید.

اجازه بدهید داستانی را در مورد همین موضوع برایتان تعریف کنم:

یکی از اقوام نزدیک ما ۳ سال پیش بود که عاشق پسری شده بود،

هر چه مادرش به او می گفت ما از لحاظ فرهنگی با این خانواده جور در نمی آییم،

او می گفت مهم من و او هستیم که عاشق یکدیگریم.

از طرفی پسر هم شغلی نداشت که بتواند یک زندگی را اداره کند.

در واقع وابستگی عاطفی باعث شده بود که او از تمام معایب پسر چشم پوشی کند.

آنها زندگی خود را تشکیل دادند ولی مشکلات زیادی را تحمل می کنند.

او فکر می کرد تمام خصوصیات آن پسر را کامل شناخته است.

وابستگی عاطفی باعث شده بود معایب او را نبیند.

فیلم بازی کردن:

 در این دوستی ها هر دو طرف شخصیت واقعی خود را نشان نمی دهند.

 برای هم فیلم بازی می کنند.

به طور مثال پسری که تا دقایقی پیش با خانواده اش بد رفتاری و بدزبانی می کرده.

 زمانی که دختر را ملاقات می کند اخلاق خوب خود را نشان می دهد.

 این قضیه می تواند برعکس هم باشد.

۲) رفتار ها مصنوعی است:

 در واقع آن ها نقاب به صورت خود می زنند و مثل یک تئاتر فیلم بازی می کنند.

۳) حضور شیطان و وسوسه:

 اگر خدا مراقب یوسف نبود ممکن بود خطا کند.

ما که از حضرت یوسف بالا تر نیستیم.

و یا مریم مقدس وقتی جبرئیل به شکل جوان زیبا رو آمد،

 برای این که بشارت بچه را بدهد،

مریم گفت: من از دست تو به خدا پناه می برم.

 آیا ما از حضرت مریم قوی تر هستیم؟

۴) عدم اعتماد و اطمینان (بعد از ازدواج)

۵) در بعضی موارد این دوستی ها به ازدواج ختم نمی شود.

 در این صورت احساس حقارت و لطمه ی روحی مخصوصاً به دختر وارد می شود.

در بیشتر موارد پیامد های وابستگی عاطفی افسردگی و گوشه گیری است.

 

وابستگی عاطفی

۶)تنفر در صورت نرسیدن:

در صورت ازدواج نکردن با شخص مقابل،

 به هر دلایلی از اوتنفر پیدا می کنند.

 ممکن است انتقام بگیرند.

 یا به سمت مواد مخدر می روند، فرار از خانه و خود کشی و آبرو از طرف می برند.

۷)درگیری ذهن:

ذهن ما درگیر می شود و به کارهای روزمره ی خود نمی توانیم برسیم.

 به طور مثال زمانی که ذهن ما درگیر باشد نمی توانیم روی درس خواندن متمرکز شویم.

۸)خطر برگشت در صورت نرسیدن:

اگر این رابطه به ازدواج ختم نشود،

بعد از ازدواج خطر برگشت وجود دارد.

یعنی مقایسه می کنیم همسرمان را با قبلی ها و دلسرد می شویم نسبت به همسرمان.

۹) از دست رفتن موقعیت های خوب:

موقعیت های خوب را از دست می دهیم چون نمی توانیم به هیچ کسی غیر از او فکر کنیم.

درواقع وابستگی عاطفی باعث می شود به چز او کسی را برای زندگی در نظر نگیریم.

۱۰) شأن دختر زیر سؤال می رود:

زیرا پسر با خود فکر می کند که چطور ممکن است او دور از چشم خانواده خواسته های من را بپذیرد.

 مگر این دختر خانواده ندارد که با آن ها مشورت کند.

۱۱) دروغ زیاد می شود:

به افراد خانواده دروغ می گوییم و خانواده به ما مشکوک می شوند.

هر رابطه ای خرج دارد و زمانی که ما بخواهیم از والدین پول کافی دریافت کنیم.

 آن ها از ما می پرسند مگه پس اندازت تمام شد حالا برای چی پول می خواهی ما هم مجبور به دروغ گفتن می شویم.

 

 راه های رهایی از وابستگی عاطفی:

 

اگر احساسات ما درگیر کسی شود اینطور نیست که مغز ما بتواند فراموش کند!اما این به معنای این نیست که بخواهیم خاطرات و رویاپردازی های مربوط به آن فرد را دائماً در ذهن مان پخش کنیم،دکمه ی خاموش و روشن کردن

پخش کننده ی افکار و خاطرات ما دست خود ماست.

حداقل کاری که می توانیم انجام دهیم این است که “دامن نزنیم” به یک فکر، به یک آرزو یا به یک نرسیدن و با خراب   کردن حال خودمان، زمان اکنون را از دست بدهیم.

 

وابستگی عاطفی

چطور می توانید این کار را انجام بدهید:

۱) نگرش امانت به جای نگرش مالکیت:

اولین نکته برای درمان وابستگی عاطفی این هست که:

نگرش امانت را در خود تقویت کنیم.

بیشتر ما نسبت به افراد و یا اشیاء اطرافمان حس مالکیت داریم.

به طور مثال اگر ماشین شخصی مان دچار خسارت شود ، افسردگی می گیریم.

چراکه می گوییم وای ماشینم از دستم رفت.

اگر ما بپذیریم تمام اشیاء و افراد اطرافمان امانتی از جانب خداست وقتی آن ها را از دست می دهیم دچار افسردگی و ناراحتی شدید نمی شویم.

 

 وقتی در دوران آشنایی با شخصی هستید،این جمله را مدام به خود بگویید:

 

این فرد امانتی هست در زندگی من،شاید قبل از ازدواج به هر دلیلی او را از دست بدهم.

و یا در دوران آشنایی متوجه بشیم به درد هم نمی خوریم.

حتی ممکن هست که بعد از ازدواج به هر دلایلی او را از دست بدهم.

 

باید بپذیریم ما مالک پدر و مادر خود هم نیستیم.

آن ها در زندگی ما امانتی هستند،که هر لحظه ممکن هست از دستشان بدهیم.

در حال حاضر از بودنشان لذت می بریم.

محبت خود را نثارشان می کنیم.

و باید بپذیریم افراد مهم زندگی مان امانتی هستند که باید قدرشان را بدانیم.

 

۲) خاموش کردن دکمه ی خاطرات:

در ذهنتان خاطرات خوب و خوشی را که داشتید مرور نکنید.

با خودتان می گویید ای کاش نمی رفت،چرا این طوری شد.

با این کاروابستگی عاطفی تان بیشتر می شود.

در عوض:خاطرات بد و توهین هایی که به شما کرد را به یاد آورید.

این یکی از بهترین روش ها برای سرد شدن نسبت به طرف مقابل است.

بسیاری از زوجین با هم در یک خانه زندگی می کنند.

 ولی مدام خاطرات بد هم را به یاد می آورند .

در نهایت نسبت به هم سرد و سرد تر می شوند.

سرانجام کارشان به طلاق منجر می شود.

۳) پرهیز از گفتن کلمات احساسی:

بعضی جملات باعث وابستگی عاطفی شما به شخص مقابل می شود:

دوستت دارم،واست می میرم،بدون تو زندگی ام سوت و کوره.

ای کاش الان اینجا بودی،فداتشم،نفسم،زندگی ام به نفس تو بنده و…

این جملات را در هنگام آشنایی به کار نبرید،چرا که باعث تشدید وابستگی عاطفی می شوند.

۴) تعادل در تلفن و پیامک ها:

اگر به شدت عادت کرده اید هر روز صدای او را بشنوید،از حال او جویا شوید،پیامک دهید و..

خودتان را کنترل کنید.

اگر همان لحظه به شدت دوست دارید این کار را انجام دهید.

سریع خودتان را به کار دیگری سرگرم کنید.

بعد از گذشت چند هفته آرام آرام به این روند عادت می کنید.

فقط باید قدم اول را بردارید.

۵) وقت تان را پر کنید:

سراغ همان تفریحاتی که قبلاً علاقه داشتید بروید.

والیبال،فوتبال،بسکتبال و…

پیاده روی کنید در پارک زیر نور آفتاب به مدت ۳۰ دقیقه تا ۴۰ روز.

با این کار خلق و خویتان بهبود پیدا می کند.

هم چنین وابستگی عاطفی تان به مرور کم تر می شود.

۶) سلامتی با کتاب:

خواندن کتاب های مناسب کمک بزرگی برای شماست تا بیشترین بهره را از زندگی ببرید.

شاید شما با همه چیز هایی که در کتاب می خوانید موافق نباشید.

 اما دنبال ایده های عملی بگردید که در کسب اهداف تان به شما کمک کند.

به خاطر داشته باشید که کتاب خواندن خالی کافی نیست.

شما باید حقیقت را در زندگی تان به کار ببندید.

شاید لازم باشد تغییرات تندی در طرز فکر و رفتار کنونی تان به عمل بیاورید.

شما به کمک کتاب های سودمند که پاسخ پرسش هایتان را می دهند به سوی زندگی و روابط سالم ترهدایت می شوید.

هم چنین می توانید نور امیدی را که در پی آن هستید بیابید.

۷) غذاهایی متضاد:

غذاهایی که او دوست نداشت را بپزید و بخورید.

سعی کنید روال قبلی زندگی خود را دنبال کنید.

شخص قبلی زندگی تان شوید.

۸) دوری از وسایل یاد آوری کننده:

اگر هدایایی به شما داده آن ها را از خود دور کنید.

دیدن آن ها باعث یادآوری خاطرات می شود.

پیامک هایش را به طور کامل از گوشی تان پاک کنید.

چت های تلگرام را که با او داشتید را پاک کنید.

عکس پروفایلش را بررسی نکنید.

این کارها وابستگی عاطفی تان را بیشتر می کند.

 

۹) بهره بردن از زمان:

من برنامه ریزی برای هر روز پیش از شروع آن را بسیار مفید یافته ام.

به هر حال زندگی یعنی زمان.

هر ساعت بخشی از زندگی من است.  

من با هدایت خدا مسئول استفاده از اوقات زندگیم هستم.

بنابراین من باید در آغاز هر روز کاغذ و قلمی بردارم و از خدا بخواهم تا افکارم را هدایت کند و به من بگوید که چه برنامه ای برای روزم بریزم.

 بعد فهرست تمام کارهایی را که فکر می کنم در این روز باید انجام شود تهیه می کنم:

تلفن هایی که باید بزنم، جاهایی که باید بروم، اطلاعاتی که باید تهیه کنم

 و فعالیت هایی که باید در آنها شرکت بکنم.

وقتی فهرستم را تهیه کردم، از خدا می خواهم به من کمک کند

تا بفهمم که کدامیک  از آنها مهم هستند.

 بعد موارد فهرستم را براساس اهمیت آنها شماره گذاری می کنم.

 ابتدا مهم ترین کار را انجام می دهم،یا اگر کاری باید در چارچوب زمانی معینی انجام بگیرد،ابتدا آن مدت زمان را در جدول برنامه ام قید می کنم.بعد به سراغ شماره دو می روم.

 

شاید فهرستم را تمام نکنم اما حداقل مهم ترین کارهای آن روز را انجام داده ام.

سایر کارها را می توانم در فهرست فردا بگذارم، اگر فردایی در کار باشد.

“بزرگی دشمن موفقیت در زندگی تنبلی یا بی تفاوتی نسبت به وقت مان است.

اگر همین طور بنشینید و تلویزیون تماشا کنید و منتظر شوید تا اتفاقی بیفتد، زندگی تان را هدر داده اید.

شما می توانید دیگران را مسئول بدبختی خود بدانید و سرزنش کنید، اما این ادعایی توخالی است.

با این کار وابستگی عاطفی تان بهبود پیدا نمی کند.

شما نمی توانید اعمال دیگران را تعیین کنید اما می توانید واکنش های خودتان را انتخاب کنید.

شما صرفاً به دلیل بدرفتاری کسی با شما نباید بدبخت شوید.

گنجاندن خدا در برنامه تان:

مطمئن شوید که خدا را در برنامه ریزی خود گنجانده اید.

 

شاید بخواهید برنامه ریزی هر روز خود را با این کلام آغاز کنید:

خدایا، سکان کشتی زندگی مرا در دریای طوفانی زندگی به دست بگیر،امواج ناشناخته در برابرم بر هم فرو می غلتند و صخره و گرداب نامطمئن را پنهان می کنند، نقشه و قطب نما از آن توست،خدایا هدایتم کن.

 

رهایی از رفتارهای وابستگی:

اعتماد به خدا:

عالی ترین هدف زندگی پیروی روزمره از رهبری و هدایت خداست.

این روش به شما کمک می کند بهتر برای درمان وابستگی عاطفی قدم بردارید.

خدا نه تنها به شما نشان می دهد که درچه راهی گام بردارید بلکه به شما قدرت می دهد تا گام های ضروری را بردارید.

خدا از دوستان، کتاب ها، نوارها و نهادهای گوناگون برای کمک به شما استفاده خواهد کرد.

در آن ساعاتی که هیچ کس نمی تواند کمک کند، او شما را از حضور خویش مطمئن می سازد.

هیچ رابطه انسانی نمی تواند جای نیاز ما به شریک شدن زندگی مان با خدا را بگیرد.

او نیز به نوبه خود ما را در روابط مان چنان هدایت خواهد کرد که بتوانیم دیگران را دوست بداریم و دیگران ما را دوست بدارند.

به امید این که قدم هایی استوار برای بهبود وابستگی عاطفی برداریم.

منتظر نظرات شما عزیزان در مورد این مقاله هستیم.  

با مقالات دیگر ما همراه باشید.

 

چرا به این مقاله نگاهی نمی کنید؟  بی مسئولیتی همسر

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

2 نظر

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *